نظام پژوهش سلامت ایران، اگرچه از ساختارهای رسمی، ظرفیتهای علمی و زیرساختهای قابلتوجهی برخوردار است، در عمل در قالب اکوسیستمی پویا و چندبازیگری فعالیت میکند. شکاف میان منطق متمرکز و اداری حکمرانی پژوهش و پویایی این اکوسیستم، موجب شده ظرفیتهای تولید دانش بهطور نظاممند به نیازهای سیاستی و اجرایی نظام سلامت متصل نشود و مسیر تبدیل پژوهش به سیاست و عمل همچنان با گسست و ناکارآمدی همراه باشد. این خلاصه سیاستی استدلال میکند مسئله اصلی، تنها کمبود منابع یا بازیگران نیست؛ بلکه ضعف در طراحی قواعد تعامل، مشوقها، جریان اطلاعات، تخصیص منابع و سازوکارهای پاسخگویی است، بهگونهای که میان اولویتهای ملی، سرمایهگذاری پژوهشی، تولید دانش و کاربرد آن پیوند مؤثری شکل نگرفته است. برای اصلاح این وضعیت، پنج راهکار مکمل پیشنهاد میشود. اجرای هماهنگ این اصلاحات میتواند حکمرانی پژوهش سلامت را از مدیریت و کنترل پراکنده فعالیتهای پژوهشی به سمت هدایت راهبردی یک اکوسیستم هماهنگ، شبکهای، مسئلهمحور و اثرگذار سوق دهد بهگونهای که منابع، ظرفیتهای علمی و نیازهای سیاستی و اجرایی در یک چرخه یادگیرنده و پاسخگو به یکدیگر متصل شوند.